۱۳۸۹ تیر ۲۷, یکشنبه

شرط فسخ در عقد ضمان

سلام خدمت مراجعه کنندگان عزیز
مطلبی که چند روزیه ذهنمو مشغول کرده در مورد ایجاد حق فسخ در عقد ضمانه ظاهرا بزرگان فقه نظر داده اند که درج این شرط در عقد ضمان تعارض با مقتضای ذات عقد ضمان دارد زیرا در عقد ضمان مقتضای ذات این عقد این است که ذمه از مضمون عنه به ضامن منتقل شود و از طرف دیگر این شرط مانع از این انتقال میشود در قانون نیز از انجا که منعی بر این امر وارد نشده است دکتر کاتوزیان این مورد را شامل قواعد عمومی میداند ولی میتوان به این استدلال هم ایراد کرد که در عقد ضمان شرط فسخی که ایجاد میشود به ضرر ثالث است و از این جهت با قواعد عمومی این فارق را دارد که این شرط خارج از اصل نسبی بودن قرار دادهاست به این معنی که عقدی که ضامن و مضمون عنه منعقد میکنند به ضرر شخص ثالث میخواهد اثر داشته باشد و این ضرر در جای است که این ضمان فسخ میشود 
در تحلیل این شرط ضمان میتوان چند مطلب را ذکر کرد 
1)در این عقد ذمه مضمون عنه با عقد ضمان به ذمه ضامن منتقل میشود ولو این که در این عقد شرط خیاری درج شده باشد. مثالی که در این باره میتوان اورد در عقد بیع میباشد که در بیع در صورتی که شرط فسخی بیشبینی شده باشد مانع از انتقال مالکیت مبیع و ثمن نمیباشد لذا درج شرط عقد را از کارکرد اصلی خود نمیاندازد
2) این انتقال ضمان با خاست مشترک ضامن و مضمون عنه حاصل شد ولی این عقد ضمان به وسیله همان خواست مشترکی که خود عقد را ایجاد کرد همراه با قیدی به صورت کامل ایجاد شد و این قید در ایجاد این عقد دخیل است و همراه ان میباشد 
بنابراین عقد ضمان صحیح است و شرط فسخ هم صحیح زیرا گرچه فسخ ضمان به ضرر مضمون عنه است ولی همان قصدی که این ذمه را از وی به ضامن منتقل کرد مقید به امری بود که در صورتی که قید(شرط فسخ) مثمر ثمر شود درمقید(عقد) نیز اثر میگذارد  و باعث از بین رفتن ان میشود 
بسیار خوشحال میشم اگر خواننده ای اشکالی به موضوعات این وبلاگ دارد مطرح کنه که منم از اون استفاده کنم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر