نمیدونم تا حالا این قسمت از کتاب دکتر کاتوزیان رو خوندید یا نه ولی وقتی ادم میخونه کلا گیج میشه
بعد از کلی دقتی که تو این ماده کردم به نتایجی رسیدیم که اون نتایج رو اینجا ارائه میکنم که اگر کسی دید و نظرمخالفی داشت به اطلاع ما هم برسونه
دراغاز مقدمه ای باید بگم و اون این که در ضمان درک گفته شده است که این ضمان در زمانی محقق میشود که بیع باطل بوده است و این ضمان ناشی از بیع باطل است به طور کلی تر میتوان گفت فروش مال توسط غیر مالک تو بدون اجازه او در چند جا در حقوق بحث شده یکی در فروش مال غیر دیگری در معامله فضولی و دیگری در ضمان درک
اگر با این دید به این ضمان توجه نماییم به این نتیجه میرسیم که در وضعیتی که مال مستحق اللغیر در میاد بیع باطل بوده است و از انجا که این بیع باطل است دیگه معنی نمیده که یه چیز باطل فسخ بشه یا اقاله بشه و از طرف دیگه در معامله فضولی گفته شده است که در این حالت اصیل که خریدار میباشد حق فسخ معامله را ندارد و فقط در صورت جهل به موضوع حق فسخ معامله را دارد
در حاشه این ماده دکتر کاتوزیان فرموده اند که دردر صورت فسخ ویا اقاله بیع دیگر ضمان درک وجود ندارد که به نظر میرسد که فسخ یا اقاله این بیعی که واقع شده دیگر در اخیتیار طرفین نیست که بخواهند این معامله را فسخ کنند
و از طرف دیگر صحبت بر سر فروش مال کلی است که در ان ضمان عهده از درک شود که در این حالت هم ضمان به معنی اصطلاحی پیش نمیاید زیرا طبق نظر دکتر کاتوزیان در این حالت نیز طرف ملزم به این میشود که مال درست و ملک خود را تعیین کند که میتوان به اینمورد هم اینگونه پاسخ داد که در این حالت نیز طرفین در زمان عقد موردی را پیش بینی میکنند که بعداز وقوع عقد میباشد تو ناظر به این زمان است که طرف مال کلی ملک دیگری را به تصرف داده است
ولی در این مورد هم این مسئله ایجاد میشود که در این نوع ضمان نیز دیگر ضمان درک نمیباشد زیرا زمان درک زمانی است که طرف مقابل که ملک خود را داده به مال خودش دست پیدا کند نه اینکه مالی که گرفته است و مال دیگری میباشد همان مال را از دیگری اخذ کند
بعد از کلی دقتی که تو این ماده کردم به نتایجی رسیدیم که اون نتایج رو اینجا ارائه میکنم که اگر کسی دید و نظرمخالفی داشت به اطلاع ما هم برسونه
دراغاز مقدمه ای باید بگم و اون این که در ضمان درک گفته شده است که این ضمان در زمانی محقق میشود که بیع باطل بوده است و این ضمان ناشی از بیع باطل است به طور کلی تر میتوان گفت فروش مال توسط غیر مالک تو بدون اجازه او در چند جا در حقوق بحث شده یکی در فروش مال غیر دیگری در معامله فضولی و دیگری در ضمان درک
اگر با این دید به این ضمان توجه نماییم به این نتیجه میرسیم که در وضعیتی که مال مستحق اللغیر در میاد بیع باطل بوده است و از انجا که این بیع باطل است دیگه معنی نمیده که یه چیز باطل فسخ بشه یا اقاله بشه و از طرف دیگه در معامله فضولی گفته شده است که در این حالت اصیل که خریدار میباشد حق فسخ معامله را ندارد و فقط در صورت جهل به موضوع حق فسخ معامله را دارد
در حاشه این ماده دکتر کاتوزیان فرموده اند که دردر صورت فسخ ویا اقاله بیع دیگر ضمان درک وجود ندارد که به نظر میرسد که فسخ یا اقاله این بیعی که واقع شده دیگر در اخیتیار طرفین نیست که بخواهند این معامله را فسخ کنند
و از طرف دیگر صحبت بر سر فروش مال کلی است که در ان ضمان عهده از درک شود که در این حالت هم ضمان به معنی اصطلاحی پیش نمیاید زیرا طبق نظر دکتر کاتوزیان در این حالت نیز طرف ملزم به این میشود که مال درست و ملک خود را تعیین کند که میتوان به اینمورد هم اینگونه پاسخ داد که در این حالت نیز طرفین در زمان عقد موردی را پیش بینی میکنند که بعداز وقوع عقد میباشد تو ناظر به این زمان است که طرف مال کلی ملک دیگری را به تصرف داده است
ولی در این مورد هم این مسئله ایجاد میشود که در این نوع ضمان نیز دیگر ضمان درک نمیباشد زیرا زمان درک زمانی است که طرف مقابل که ملک خود را داده به مال خودش دست پیدا کند نه اینکه مالی که گرفته است و مال دیگری میباشد همان مال را از دیگری اخذ کند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر