۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

آیا یک حقوقدان در طرح مقررات و یا تطبیق با مصادیق باید به دنبال مقصر باشد یا به بهتر شدن وضع موجود بیاندیشد؟

به نظر میرسد مسئله ای در فرهنگ ما وجود دارد که در مشکلاتی که در یک جمع و یا یک رابطه ایجاد میشود معمولا به دنبال معرفی کردن یک مقصر میباشیم
مثلا در رابطه یک زن و شوهر یا دو دوست مشکلی که مطرح میشود اولین مسئله ای که بر سر آن صحبت میشود این است که مقصر در این میان کیست. این اولین قدم است اگر به همین حد اکتفا میشد باز قابل تحمل بود ولی بعد از آن گفته میشود که ایجاد آن مشکل از طرف وی بوده و طرف مقابل هیچ احساس مسئولیتی در تغییر وضع موجود حس نمیکند
مثلا یک زن و شوهر اختلاف میکنند در این که شوهر به زن بی اعتنا شده است فرض کنیم که برای زن ثابت شود که شوهرش با شخص دیگری در حد اس ام اس ارتباط دارد. در این حالت تمام تقصیرات مطابق فرهنگ ما به عهده مرد است و باید مشکل مذکور را به نحوی حل کند. البته این پیش فرض زن میباشد ولی مرد نیز برای خود استدلال میکند که مقصر اصلی این ارتباط همسر وی میباشد زیرا به خود نمیرسد و.........
در این مثال مشهود است که بر فرض هم که طرفین بخواهند که وضع موجود را عوض کنند باز موفق به این کار نمیشوند زیرا هر دو به دنبال مقصر هستند و به نحوی میخواهد از بار مسئولیت اشتباهاتی که داشته اند شانه خالی کنند
به نظر میرسد که این طرز فکر در فقه و حقوق ما نیز ریشه دارد که باید شناسایی و حذف شود 
مثلا در لمعه شهید در قسمتی که مزارع عقد مزارعه را فسخ میکند به خاطر این که کم آبی در زمین بعد از وقوع عقد حادث شده گفته شده است که باید اجرت المثل زمانی که از زمین استفاده کرده است را به مالک بدهد. علت این حکم آن است که خود مزارع عامل فسخ بوده و عقد مزارعه به این علت فسخ شده است. با دقت در این مثالها روشن میشود که پیدا کردن مقصر و گذاشتن بار مسئولیت بر روی دوش فردی خاص برای ما اهمیت زیادی دارد.
ولی اگر طرز فکر (فرهنگ) ما عوض شود و سعی کنیم همیشه به فکر این باشیم که در هر مورد به بهتر شدن وضع موجود فکر کنیم و در برابر همه افعالی که از ما صادر میشود خود را مسئول بدانیم بسیاری از مشکلات و استدلالهای حقوقی ما رنگ و بویی دیگر خواهد داشت مثلا در رابطه با همین عقد مزارعه ای که گفته شد : طرفین عقد مزارعه بر این توافق کرده اند که عامل بر روی زمین کار کند و در ثمره با هم شریک باشند و بعد از عقد به علتی خارجی انجام عمل به خاطر کم آبی برای عامل مشکل شده است (لازم نیست که مقصری پیدا شود) و انچه که مورد توافق بوده حالتی عادی در عقد بوده و این مشکلی که حادث شده دامن طرفین عقد را میگیرد 
در این میان عامل به خاطر این که از این حالت متضرر میشود میتواند عقد را فسخ کند و این امر ملازمه ای با این ندارد که مجبور باشد که خسارتی به مالک پرداخت نماید زیرا این حادثه برای هر دو آنها زیان بار بوده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر